Skip to Content

شرح مطلب شرح مطلب

شناسه : 13561078
آیت‌الله جوادی آملی در همایش طبیب روحانیت:


آیت‌الله جوادی آملی در همایش طبیب روحانی که برای بزرگداشت ایشان برگزار شده بود، گفت: حوزویان می‌گویند خدا چه گفت و دانشگاهیان می‌گویند خدا چه کرد، پس هر دو کار صد درصد دینی است و در راه خدا.

به گزارش دانشجوی ایرانی، همایش طبیب روحانی ویژه نکوداشت آیت‌الله العظمی جوادی آملی صبح امروز با حضور ایشان و غلامعلی حداد عادل، علیرضا زاکانی، رحیم صفوی، آیت‌الله احمدی، آیت‌الله علوی و جمعی از مسئولان لشگری و کشوری در دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد.

در این مراسم آیت‌الله جوادی آملی در سخنانی گفت: آن چیزی که در طب روحانی لازم است این است که انسان همواره به یاد مرگ باشد.

وی با بیان اینکه دو نگاه همواره به مرگ در دنیا حاکم است، گفت: برخی مرگ را پایان راه و پوسیدن می‌دانند و برخی آن را اوایل راه و از پوست در آمدن؛ اگر این نکته روشن شده باشد که بعد از مرگ خبری است باید ره‌توشه به سفر را تهیه کرد.

این مرجع تقلید ایران قبل از اسلام را مهد خردمندان دانست و گفت: با این وجود قبل از اسلام این تمدن نتوانست امثال مولوی تربیت کند چرا که این افراد تحت تاثیر قرآن و عترت تربیت شده‌اند.

وی در ادامه بار دیگر در مورد مرگ، گفت: در قرآن آمده که انسان مرگ را می‌کشد و آن را می‌میراند به طوریکه در کربلا بعد از اینکه عمر سعد دستور تیراندازی داد و بارانی از تیر بر سر اباعبدالله و یارانش باریدن گرفت ایشان مرگ را تفسیر کردند و به یارانشان فرمودند مرگ پوسیدن نیست بلکه این شما هستید که مرگ را می‌میرانید و مرگ در چنگال شما له می‌شود و سپس آن را پلی برای آینده قرار می‌دهید.

آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: اگر باور کردید که مرگ پایان راه نیست آنگاه دانشکده‌ها و دانشگاه‌های ما اخلاق مدار می‌شوند و هرآنچه که در آنها تدریس می‌شود بر مبنای اخلاق صورت می‌گیرد.

وی افزود: آنکه می‌گوید مرگ پوسیدگی است، قبرستان رفتن را مایه افسردگی می‌داند و آنان که مرگ را آغاز راه می‌دانند به قبرستان می‌روند به مانند بسیاری از بزرگان که شاگرد قبرستان بوده‌اند.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: ما نباید نگاه کنیم که چه کسی اختلاس کرد و چه کسی دروغ گفت بلکه باید نگاه کنیم ببینیم امین چه کسی است، ما هرگز نباید بگوییم «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» بلکه همواره باید بگوییم خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت شو.

ایشان همچنین به در آتش‌ سوختن انسانها در جهنم اشاره کرد و گفت: حرام امروز آتش فرداست چرا که در جهنم از جنگل برای سوزاندن هیزم نمی‌آورند بلکه این خود افراد سودجو هستند که گُر می‌گیرند و می‌سوزند، آنها خود هیزم خود هستند.

آیت‌الله جوادی آملی همچنین در مورد فعالیت‌های دانشگاهیان گفت: ما در حوزه همواره می‌گوییم خدا چنین گفت و خدا چنین گفت و شما در دانشگاه می‌گویید خدا چنین کرد و خدا چنین کرد، اینها با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارد و کار شما کمتر از کار ما نیست.

وی خطاب به دانشگاهیان گفت: شما در دین غرق هستید و کار غیردینی انجام نمی‌دهید، شما به مانند افرادی هستید که در اقیانوس هستند و می‌گویند آب کجاست؟

این مرجع تقلید ادامه داد: ما حوزویان در حوزه خود را وقف این مسئله می‌کنیم که امام علی چه کرد یا امام حسین چه کرد و یا فلان امام چه کرد و اینها همه در راه دین است، حال دانشگاهیان به جای اینکه بگویند فلان امام چه کرد می گویند خدا چه کرد و عمر خود را صرف این مسئله می‌کنند که بدانند خدا چه کرده است.

وی تاکید کرد: 100 درصد کار این افراد دینی است، آیا بحث در مورد اینکه خدا چه گفت دینی می‌شود؟ و اینکه خدا چه کرد دینی نمی‌شود؟ ما باید بگوییم که بحث دوم نیز 100 درصد دینی است.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه یک اتوبوس از خود گرد و خاک در پشت سر بجا می‌گذارد و یک درخت بارش به پای آن می‌ریزد، گفت: آیا ما می‌خواهیم مانند یک جوان ورزشکار شویم که ثمره‌اش مانند اتوبوس است و یا می‌خواهیم استاد دانشگاه شویم که مانند درخت بار می‌دهد، به طور قطع کسی که بار می‌دهد هرگز نمی‌میرد.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: اگر از یک عالم یا حکیم بپرسید که اول سال و پایان سال چه زمانی است قطعاً پاسخ می‌دهد که اول سال رمضان است و انتهای آن شعبان، پس در شعبان باید حساب کار خود را ببندیم و در این چند روز بتوانیم اعمال خود را بسنجیم تا ببینیم در ابتدای سال کجا بودیم و اکنون در انتهای سال کجا هستیم.

وی با تاکید بر اینکه هیچ تفاوتی میان حوزه و دانشگاه نیست، گفت: آنکه تفسیرگوی خدا است می‌گوید خدا چنین گفت و آنکه استاد دانشگاه است می‌گوید خدا چنین کرد اما در این میان عارفانی هستند که می‌گویند خدا چه هست و با ما چه می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی در خاتمه به موضوع نامه امام به گورباچوف اشاره کرد و گفت: وقتی امام به رهبر شوروی نامه داد هیات همراه پیام را تعلیم کرد نه تسلیم و زمانی که ما قطعنامه را قبول کردیم خود را مقید به حفظ آن دیدیم.

وی ادامه داد: در جریان جنگ خلیج فارس همه دنیا به ایران گفتند که شما زمانی با عراق جنگیده‌اید و حال شما نیز گلوله‌ای به سمت عراق شلیک کنید اما امام قاطعانه گفتند ما قطعنامه را پذیرفته‌ایم و اجازه ندادند گلوله‌ای شلیک شود و این است شرف مردم ایران.


-------
فارس//

 




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ثبت نام اعتکاف دانشجویی