Skip to Content

شرح مطلب شرح مطلب

شناسه : 12122398
بررسی ضرورت‌های نظام‌سازی اجتماعی و نتایج آن؛


شرط لازم برای رشد و تعالی انقلاب اسلامی به‌وسیله‌ی نسل‌های آینده و همچنین صدور انقلاب اسلامی به کشورهای جهان، نظام‌سازی آن است. این نظام‌سازی هنگامی محقق می‌شود که رابطه‌ای دوسویه میان مردم و مسئولان شکل بگیرد و ارزش‌های اسلامی در نظام گسترش یابد و همه‌گیر شود. به عبارتی در دل نظام سیاسی، نوعی نظام‌سازی اجتماعی شکل بگیرد.

به گزارش «دانشجوی ایرانی»، به نقل از برهان؛ صادق پیوسته کارشناس اجتماعی  نوشت:
 
نظام انقلاب اسلامی که با وجود موانع سیاسی و نظامی بسیار، تا امروز بر ثبات و کارایی خود افزوده است، به بازآفرینی خویش در نسل­های آینده نیاز دارد و این مهم، در سخنان رهبر معظم نظام در آغاز سال 1394 در مشهد، مورد تأکید قرار گرفته است. تأکید از بالاترین رکن نظام، نشان می­دهد تحولی درونی در جریان است. تحولی که مقصود آن، بازآفرینی و در صورت لزوم، واسازی نقش­ها و کارکردهای نظام اجتماعی به‌منظور تداوم و بهبود عملکرد نظام است.
 
اکنون پرسش این است که ضرورت­های این نظام­سازی اجتماعی کدام‌اند؟ به‌منظور پاسخ به این پرسش، نگاهی جامعه­شناختی به مبحث نظام اجتماعی خواهیم داشت. پیش از آن، باید دید ویژگی­های نظام اجتماعی مورد نظر رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران چیست؟ و براساس آن، پرسش­های خُردتر زیر را باید پاسخ گفت:
 
چرا باید جمهوری اسلامی ایران، جامعه­ای نظام­مند داشته باشد؟
در صورت عدم نظام­سازی، چه خطراتی در کمین آینده­ی انقلاب اسلامی خواهد بود؟
 
نظام‌سازی اجتماعی برای این است که نصرت وعده‌داده‌شده از سوی خداوند تحقق یابد. نظام­سازی به افزایش انسجام اجتماعی معطوف است و این انسجام در حمایت مردم از دولت و خدمت دولت به مردم یا همان همدلی و هم‌زبانی این دو دیده شده است که با یکپارچگی مردم و پشتیبانی آنان از دولت قانونی و نیز انتقاد برپایه‌ی منطق و نه اهانت و تحقیر، ممکن می‌گردد. حقوق و وظایف متقابل دولت و مردم نیز در قالب امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر گنجانده شده است که از یک‌سو عبارت است از حساسیت مردم به امور کشور و نظارت دائمی آنان بر اعمال دولت و از سوی دیگر، اجرای عدالت و پیشرفت در اداره‌ی امور کشور توسط دولت. روی­هم­رفته، انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم، نقطه­ی اتکای نظام اسلامی دانسته شده است. نظام­سازی ضرورت دارد؛ چراکه افزایش انسجام در گرو آن است.
 
از سوی دیگر، ویژگی‌های نظام اجتماعی نیز بنا به تأمل قرآنیِ رهبر معظم نظام در آیه‌ی 41 سوره‌ی حج، عبارت است از برپایی نماز، زکات، امربه‌‌معروف و نهی‌ازمنکر که اولی یکپارچگی معنوی بین مؤمنان پدید می‌آورد، دومی احساس دِین افراد را نسبت به جامعه نشان می­دهد و موارد سوم و چهارم، حقوق متقابل مردم با یکدیگر و مردم و دولت را در نسبت با بقا و پیشرفت جامعه تضمین می­کنند. این است که نظام‌مندی، به معنای ظهور آثار اجتماعی این چهار شرط، وعده‌ی نصرت الهی را محقق خواهد نمود.
در صورتی که این نظام­سازی صورت نپذیرد یا در آن کوتاهی شود، به زبان قرآنی، نمی­توان به نصرت الهی امید داشت. به دیگر سخن، اگر انسجام اجتماعی کافی نباشد، اگر در میان مردم و یا در رابطه­ی میان مردم و دولت، فضای تنش­آلود، اعم از استبداد، تهدید، توهین، تحقیر یا بی­تفاوتی برقرار باشد، اگر به‌جای یکپارچگی معنوی و بدهکار دانستن خود به جامعه، افراد (چه مردم و چه مسئولان) خود را طلبکار جامعه و تافته­ی جدابافته بدانند، راهی به عدالت و پیشرفت نخواهیم یافت.
 
 
انسجام و تعادل اجتماعی به هنر آفرینش هنجارهای متناسب با تغییر محیط است. مسئولانی که وظیفه‌ی حفظ ارزش­ها را برعهده دارند، می‌بایست هنر آفرینش هنجارهای متناسب با محیط را داشته باشند.
 
اینک باید ببینیم که نظام اجتماعی چیست و چگونه ممکن است نسل‌به‌نسل تداوم و بهبود یابد، بدون آنکه درگیر خشونت و فروپاشی شود. سیستم یا نظام، گروهی از عناصر متغیر هستند که به‌شکل خاصی کنار هم قرار گرفته‌اند و دارای روابط خاص و متقابل و حالتی تعادلی‌اند. عناصر متغیر و مرتبط، ساخت جامعه را تشکیل می‌دهند و کارکرد آن‌ها به پایداری حالت تعادل می‌انجامد. نظام اجتماعی به‌طور معمول، دوامی بیش از طول عمر هریک از اعضا دارد، مجموعه‌ای خودکفاست و حالت تعادل آن با عضویت افراد جدید حاصل از تولید مثل اعضا، ادامه می‌یابد. هریک از اعضا، در جایگاهی از این نظام قرار می­گیرند و نقش ویژه‌ای در تقسیم کار اجتماعی دارند. تکالیف و الگوی رفتار اعضای نظام اجتماعی که انتظار رفتار متقابل خاصی را موجب می‌شود، نقش اجتماعی افراد است. برخی نقش‌ها نهادین هستند؛ یعنی محدوده‌ی اجرای آنان را قانون تعیین می‌کند و نادیده گرفتن آن‌ها محکومیت حقوقی یا جزایی دارد، مانند نقش نگهبان یا وزیر. برخی دیگر، عرفی هستند، مانند نقش مادری یا دوستی.
 
بنابراین نقش­ها برپایه­ی قواعدی ایجابی، چه قانونی و حقوقی و چه عرفی، انجام می­شوند. هنجار همان قواعدِ ایجابیِ رفتارِ افراد در نقش‌هایشان هستند. هنجارها جزئی از ساخت ارزشی نظام اجتماعی هستند. ارزش‌ها، گرایش‌های مشترک و عنصری اخلاقی و سبب­ساز همبستگی جامعه‌اند، اما هنجارها رویه‌های اجتماعی حفظ ارزش‌ها هستند. برای مثال، عفت یک ارزش است. این ارزش ممکن است با حجاب یا پرهیز از سخن گفتن با نامحرم، حفظ گردد. حجاب یا پرهیز از سخن گفتن با نامحرم، خودبه‌خود کارهای ارزشمندی نیستند، بلکه به آن دلیل ارزشمند هستند که عفت را حفظ می­کنند. از مهم­ترین آسیب­ها برای انسجام نظام اجتماعی این است که ارزش‌های آن تضعیف شوند و هنجارها بدون اتکا به ارزش‌ها، اساس تداوم فعالیت‌های اجتماعی گردند. در این حالت، برای حفظ هنجارها، به اجبار نیروی نظامی و انتظامی نیاز خواهد بود.
خلاصه اینکه اولویت باید ارزش­ها باشند و نه هنجارها. انسجام و تعادل اجتماعی به هنر آفرینش هنجارهای متناسب با تغییر محیط است. مسئولانی که وظیفه‌ی حفظ ارزش­ها را برعهده دارند، می‌بایست هنر آفرینش هنجارهای متناسب با محیط را داشته باشند.
 
هر جامعه­ای اهدافی برای حفظ یا ارتقای ارزش‌های خود دارد. ارزش‌ها روح قوانین اجتماعی‌اند. هرچه این اهداف بیشتر مورد پذیرش افراد جامعه باشند و وسایل رسیدن به این اهداف نیز بیشتر مورد توافق باشند، افراد جامعه هم‌نواتر و انسجام نظام اجتماعی بیشتر و سطح تنش در جامعه کمتر است. وسایل رسیدن به اهداف، جنبه‌ی هنجاری دارند؛ یعنی در واقع گاهی از جنس عرف‌ها و گاهی از جنس قوانین حقوقی‌اند. در جوامع امروز، که فناوری­ها، اقتصاد جهانی، محیط‌زیست و سایر محیط­های نظام اجتماعی دائماً در تحول‌اند، بازنگری مستمر در وسایل رسیدن به اهداف و گاهی خود اهداف الزامی است تا بتوان ارزش­های جامعه را حفظ نمود.
 
وظیفه­ی مسئولان در نظام­سازی اجتماعی
 
برای نظام‌سازی می‌بایستنوآوران و نوآوری­های اجتماعی شناسایی شوند و توسط دستگاه‌های دولتی حمایت گردند و روش‌های آن‌ها نهادینه و سازمان‌مند گردد. این عمیق­ترین معنای نظام­سازی است و نظام‌سازی چیزی نیست جز توسعه­ی نوآوری اجتماعی. نوآوران اجتماعی را نباید با نخبگان اشتباه گرفت. نخبگان ممکن است همنوا یا ناهمنوا باشند و نخبگان ناهمنوا ممکن است در هرکدام از گروه­های ناهمنوا جای گیرند، اما در نوآوری اجتماعی، سخن از تشخیص ناسازگاری اهداف و وسایل، ارزش­ها و هنجارها، قوانین و روح قوانین و از این دست شکاف­هاست. نوآوری اجتماعی آنجا رخ می­دهد که این شکاف­ها پر گردد، آنجا که به‌ روشی نوین، اهداف نظام اجتماعی برآورده گردد و این روش چنان باشد که مردمان را جذب خود کند. نوآوری اجتماعی، همچون نوآوری اقتصادی، نمی­تواند دستوری و بالا به پایین باشد. در عین حال، نوآوری اجتماعی با ساختاری حکومتی، که آن را پشتیبانی کند، به‌شدت توسعه می­یابد. چنان‌که گفته شد، معنای عمیق نظام­سازی هم همین است و این مقدمات جامعه­شناختی که بیان کردیم، برای شفاف ساختن چنین ایده­ای بود.
توسعه­ی نوآوری اجتماعی می­تواند نظام­سازی را مستمر کند، نظام اجتماعی را بیمه کند و همواره از خطر ناهمنوایی­هایی که انسجام اجتماعی را بر هم می­زنند، بکاهد. با توسعه­ی نوآوری­های اجتماعی، مردم منتظر دولت نخواهند نشست و حرکت توفنده­ی آنان، دولت را به برنامه­ریزی بیشتر و سامان دادن امور جامعه ملزم خواهد نمود و پاسخ­گویی مسئولان بیشتر خواهد شد.
 
معنای همدلی و هم‌زبانی نیز جز این نیست. همدلی حکایت از ارزش­های مشترک و خواست درونی دارد، اما این همدلی باید به هم‌زبانی تبدیل گردد. لازم است هنجارهایی مورد توافق همه برای اشاعه­ی ارزش­ها پیدا شوند. مطابق نتیجه­ی پژوهشی که از سوی دکتر پناهی، استاد جامعه­شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، در سال گذشته منتشر شده است، شکاف نسلی در ایران جنبه­ی ارزشی ندارد، بلکه تنها در وجه هنجاری، شکاف نسلی وجود دارد. چنین تحقیقاتی، ضرورت توسعه­ی نوآوری اجتماعی را نشان می­دهند و معنای همدلی و هم‌زبانی دولت و مردم نیز جز این نیست.
 
با توضیحاتی که در بخش پیشین آمد، آشکار است که یک جامعه با توسعه­ی نوآوری اجتماعی، ساده­تر و سریع­تر به هنجارهایی مورد قبول عامه­ی مردم می­رسد. راه­حل­های مؤثر پیداشده در یک گروه، جناح یا منطقه­ی جغرافیایی، به‌سرعت در تمامی جامعه گسترش می­یابد و احساس مسئولیت مردم و پویایی نظام اجتماعی افزایش می­یابد. شکلی از خودآفرینی و بهبود مستمر در درون جامعه پدید می­آید که مردم را به الگوهای خارجی و سبک­های زندگی وارداتی، کم­توجه می­سازد و آن‌ها را در جایگاه تولیدکنندگی اجتماعی و نوآوری سبک­های زندگی قرار می­دهد.
 
چنین روندی، با ترغیب مردم به بازیگری فعال در عرصه­ی جامعه، نقش­های موجود را بازسازی و در صورت نیاز، واسازی می­کند و در این روند، پلشتی­ها و شکاف­ها و نابرابری­ها را آشکارتر می­سازد تا پیش از آنکه به بحرانی تبدیل­ گردند، کشف شوند و برای آنان راه‌حلی پدید آید. در این شرایط، از آنجا که هنجارهای جامعه به عرف­ها و معروف مورد پسند همگان نزدیک­تر می­شوند یا مجموعه­ای از عرف­ها، روادارنه پذیرفته می‌شوند و در زمره­ی معروف درمی­آیند، عاملان منکر و نابهنجاران، کمتر می­شوند و انسجام بیشتر می­گردد؛ چراکه توافق بر ارزش­های اجتماعی بیشتر می‌شود و تقوای جمعی که مجموعه­ی منسجم همین ارزش­هاست، استوارتر می­گردد.
 
نظام­سازی گوهری است که از دل دریای جامعه بیرون کشیده می­شود و صیاد ماهری می­خواهد که دولت و نهاد حاکم بر جامعه است. به همین دلیل است که پشتیبانی و انتقاد در سخنان مقام معظم رهبری، به‌عنوان دو مورد جداگانه لحاظ نشده‌اند، بلکه دو روی یک سکه دیده شده‌اند.
 
در اینجا لازم است به رهنمودهای رهبری بازگردیم. در کنار همدلی و هم‌زبانی که پیش­تر شرح آن رفت، از اهمیت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر به‌عنوان دو ستون از چهار ستون کاخ نصرت الهی سخن به میان آمده است، اما توضیح ایشان در مورد این دو ستون، گویی برای اصلاح یک انحراف عظیم نگرشی است. ایشان تأکید کرده­اند که این دو رکن، منحصر نمی­شود به تذکرهای خیابانی به افراد. این­ها امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر هستند، اما باید در معروف­ها و منکرها اولویتی در نظر گرفت.
 
ایشان به تقدم و تأخری در معروف­ها و منکرها اشاره نمودند. بزرگ­ترین معروف­ها عبارت هستند از: نظام‌سازی، اعتلای فرهنگی، سلامت اخلاقی، سلامت محیط خانواده، فرزندآوری به شرط تربیت درست و فراهم­ آوردن امکانات برای نسل بعد، رونق دادن اقتصاد و تولید و ایجاد عدالت اقتصادی، گسترش علم و فناوری، ایجاد عدالت قضایی، وحدت­آفرینی در ملت، اقتدارآفرینی برای کشور و از این قبیل امور. مهم­ترین منکرها هم که باید از آن­ها نهی نمود عبارت‌اند از: ابتذال اخلاقی، کمک به دشمنان اسلام، تضعیف نظام اسلامی، تضعیف فرهنگ اسلامی، تضعیف اقتصاد جامعه و تضعیف علم و فناوری و دیگر منکرها.
بنابراین ضرورت نظام­سازی، شیوه­ی آن و اهمیت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، در این میان مشخص شد. نظام‌سازی گوهری است که از دل دریای جامعه بیرون کشیده می­شود و صیاد ماهری می­خواهد که دولت و نهاد حاکم بر جامعه است. به همین دلیل است که پشتیبانی و انتقاد در سخنان ایشان به‌عنوان دو مورد جداگانه لحاظ نشده‌اند، بلکه دو روی یک سکه دیده شده‌اند. با این شرط که: برخوردها نه از سوی مردم نسبت به مسئولین و نه از سوی مسئولین نسبت به منتقدین، تخریبی، تحقیرکننده و اهانت­آمیز نباشد. درست به همین دلیل است که همدلی و هم‌زبانی دولت و مردم به‌عنوان شعار سال جاری انتخاب شده است. این شعار تمام آنچه در مورد ضرورت نظام­سازی اجتماعی گفته شد را درون خود دارد.*
 
منابع:
·        [آیت‌الله] خامنه‌ای، سید علی (1394)، بیانات در حرم مطهر رضوی، سخنرانی روز اول فروردین در مشهد، پایگاه اینترنتی پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)، مؤسسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی در لینک ثابت: http://farsi.khamenei.ir/print-content?id=29236
·        Parsons, Talcott (1983), Talcott Parsons on institutions and social evolution. Selected Writings and with an introduction by Leon Myhew. Chicago, the University of Chicago Press.
·        Panahi, Mohammad Hossein (2014), Intergenerational Conflicts in Iran: Myth or Reality? Cultural Encounters, Conflicts, and Resolutions: Vol. 1: Issue 1, Article 7.
·        Schutz, Alfred & Parsons, Talcott (1978), The Theory of Social Action; The Correspondence of Alfred Schutz and Talcott Parsons Edited by Richard Grathoff, London, Indiana University Press.



رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ثبت نام اعتکاف دانشجویی